تبليغاتX
صهبا = شراب

صهبا = شراب

1

و دوباره شروعی تازه

از کجا؟به کجا؟

از جایی که غم خانه اش بود و بهانه ای گشت برای نوشتن،شاید هم برای شروع

اتاقکی و شاید هم خانه ای برای زیستن روحم،و نوازش آغوشی که نمی دانم به آن بدهکار بوده ام یا باید از آن طلبی داشته باشم!

فقط یک دلبستگی قدیمی به خانه ای خاک گرفته از من باقی ست و نمی دانم چگونه آن را از گرد و غبار بزدایم

و حالا من اینجام،شاید با حسی تازه اما منشا آن هنوز در این خانه باقی ست

تنهایی کوچکی که بارها صدایم را در این خانه به گوشم برمی گرداند و من حالا دیگر از آن نمی ترسم،بلکه با شیرینی نهفته در درونش زندگی می کنم

لحظه ای به اولین دیوار پیش رویم چشم می اندوزم،به قاب عکس های قدیمی و حالا کج شده بر روی دیوار با خروارها خاک.

آنقدر تیره شده اند که تشخیصشان برایم سخت می نماید اما وجودش را چه؟آیا می توان بر دیوار خانه انکارشان کرد؟

آری،من هستم،بی آنکه بدانم از کجا باید شروع کرد

شاید برای اولین بار که به این خانه آمدم چیدن دکورش برایم آسان تر می نمود اما حالا بعد از آخرین سفرم با ذهنیتی نوع آن را بچینم

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 5:58 PM  توسط غزاله  | 

یه حس دوباره...

دوباره اومدم!!!چرا اومدم جدی؟!

فقط می دونم دلم خیلی واسه اینجا تنگ شده بود!!!وااااای عاشق اینجا بودم یه زمانی!!!

 

این روزا حال و هوای اینجا و اون حسایی که باعث میشد اینجا بنویسم خیلی داشتم و یر یه سری ماجرای ساده امشب یکی بهم گفت بازم می تونی شروع کنی!!همونی که یه عمر اینجا اسمش صغری بود

یادش بخیر!!!

جالبه اومدم میبینم قالب بلاگم الکی عوض شده!!!نمی دونم چرا!!!این همه بلاگم با اون قالب بزرگ شده بود!!حالا چه جوری یه قالب مناسبه اینجا بزارم؟!

سخته آآآآ!!!

زودی میام!!!امیدوارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 11:12 PM  توسط غزاله  | 

دوستش دارم...همین...

I LOVE U

 

تمام لینک های بلاگم رو حذف کردم بعد دو سال!!

هرکی می خواد لینک بشه باید حداقل یه احترامی واسه بلاگ قائل بشه!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 3:4 PM  توسط غزاله  |